محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
411
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
پادشاه همواره با اين بزرگان فئودال در كشمكش بود . بسيارى از مواقع مجبور مىشد با آنان مصالحه كند و خواستهايشان را برآورد و آنان بر خلاف ميل و خواست دربار بر برخى شهرها و ولايات اعمال نفوذ كنند . در جوار اين نظام ، نظام فئوداليسم زراعى نيز به همين اسلوب درجهبه درجه وجود داشت . مالكان بزرگ بخشهايى از زمين خود را به كشاورزان آزاد وامىگذاشتند تا آن را بكارند و نصف يا حد اقل ثلث محصول را به مالك بپردازند . اين واگذارى زمين به زارع ، محدود به زمانى معين نمىشد و زارع در واقع خود را مالك زمين به حساب مىآورد و پس از مرگ او زراعت در آن اراضى به همان شيوه به فرزندان او منتقل مىشد ؛ ولى اينان مجبور بودند در همانجا اقامت كنند و اگر آن ناحيه را ترك مىگفتند ديگر حق زراعت در آن نداشتند . شمار بردگان در اين عصرى كه جنگها پىدرپى بوقوع مىپيوست و عدهء اسيرانى كه به بردگى گرفته مىشدند ، فراوان بود . جماعات كثيرى از مسلمانان در جنگها يا حملاتى كه مسيحيان بر ضد مسلمانان به راه مىانداختند اسير مىشدند و اين اسيران را همواره برده مىساختند و به دشوارترين كارهاى كشاورزى وادارشان مىكردند و جز به پذيرفتن كيش مسيحيت از بردگى آزاد نمىشدند . اما از حيث قانگذارى ، آلفونسوى ششم بساط عدالت گسترد و حق « زور » را ملغى كرد . اين قانون به زورمندان اجازه مىداد كه به اتكاى زورشان براى خود حقوقى قايل شوند و بر دوكها و كنتها مقرر مىداشت كه مرتكبان جرايم را عقوبت كنند . همچنين براى جرايم سواران سلحشور و قتل و تاراج آدمكشان و دزدان در سراسر مملكت كيفرهايى معين نمود . در وضع قوانين ، بزرگان مملكت و اكابر روحانيان و اشراف در جايى شبيه به پارلمان به نام كورتس ) setroC ( تحت رياست پادشاه گردمىآمدند . قانونى كه بر طبق آن عمل مىكردند قانون گتى ( قانون آلاريك ) بود كه بعدها با موادى كه بر آن افزوده يا كاسته بودند تعديل و به قوانين نيكو ) soreuF soneuB ( معروف شده بود . در اين قانون آمده بود كه هرانسان آزادى حق دارد در برابر قضاة از خود دفاع كند و مىتواند براى دفاع از خود وكيل بگيرد ؛ ولى بر طبق قانونى كه آلفونسو وضع كرد يهوديان خود حق دفاع از خود را نداشتند . تقسيم ارث نيز بر طبق قانون گتى بود و پسران